نمایشگاه ریشههای من
مدیا : عکس
هویت ایرانی به کمک عکسهایم ظاهر شد. من از پدری ایرانی و مادری فرانسوی در اصفهان به دنیا آمدم. این هویت ایرانی همیشه درکارتهای شناسایی من وجود داشته است.
من به علت اینکه در کودکی از ایران رفتم، هیچ خاطرهای نداشتم، اما زمانی که تصمیم گرفتم سراغ کشوری که متعلق به من است بروم، احساس ایرانی بودن به من دست داد. درسال 1374 گذرنامهی قدیمی از مادرم را برداشتم که عکس کودکی من به صفحهی چهارم آن الصاق شده بود و روی آن نوشته بود «ناشناس». پاسپورتم را به سفارت جمهوری ایران در پاریس بردم و امیدوار بودم که به من ویزا بدهند. کارمند سفارت گفت:« چون شما ایرانی هستید، نیاز به ویزا ندارید.»
نخستین گذرنامهی ایرانی من با عکس بزرگسالیام به مرور زمان، پر شد از مهرهای ورود و خروج: تهران، فرودگاه مهرآباد. تهران، فرودگاه امام خمینی. اصفهان ، فرودگاه شهید بهشتی.
بعد از سفر سیویکم دیگر سفرهایم را نمیشمردم و تمام سفرهایم با هدف عکاسی انجام میشد. در هر سفر بیشتر از سفر قبلی احساس ایرانی بودن میکردم.
از ابتدای ورود به سرزمینی که در آن ریشه داشتم، زنهای اصفهان الگوی من بودند. میخواستم بدانم اگر در ایران بزرگ شده بودم به کدام زن شباهت داشتم.
با دیدن زندگی روزمرهی آنها متوجه شدم که زن بودن، مادر بودن، زن خانهدار، زن شاغل و زن شهروند بودن چه معنایی دارد.
این لحظاتی را که در عکسهایم به اشتراک گذاشتهام، گوشههایی از زندگی است که از خاطرات تصویری حافظهام پاک شده بود و طی این سالها دوباره بازسازی کردهام.
اکنون پس از گذشت بیست سال میتوانم بگویم که هویت ایرانی و همچنین هویت اصفهانی خودم را پیدا کردهام. هویت فرانسویام را از یاد نمیبرم، چون همیشه بوده و هست و نیازی نیست که به جستوجوی آن برآیم . این نیمهی فرانسویام همیشه بیوقفه به نیمهی ایرانیام مینگرد و برعکس.
ایزابل اشراقی


